تبليغاتX
دل تنگی ها

دل تنگی ها

از کجا شروع کنم

بی رنگی و دل تنگی

مدتهاست که دیگر رنگها برایم بی رنگ شده اند



رویا هایم خیس شده اند

سکوت صدایم را گرفته



دلم بی تاب شد است

مدتهاست یادی از تو نمیکنم



اما می دانم هر لحظه با من و به یاد من هستی



دنیای بی رنگ را با تو شناختم



حس دوست داشتن ,تنفر



وفاداری و بی فایی همه را به من نشان دادی





خداوندا این بار از تو می خواهم



زندگی را به من نشان دهی

من شعر سکوتم را را در گوش تو خواهم خواند. شبهای بلندم را با یاد تو خواهم ماند. من ریشه عشقم را در قلب توخواهم کاشت. آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت...........
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 10:28  توسط fateme  | 

دستت رو بذار رو یه طرف صورتت ……. گذاشتی !؟

خوب به این پدیده میگن ماه گرفتگی !

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

ساده ترین کار جهان این است که خود باشی

و دشوار ترین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران میخواهند . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش ، شاید خوشبختی منتظر خندیدن توست . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

از چه دلتنگ شدی !؟ دلخوشی ها کم نیست !

بهتر ببین . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

ناخدایی که نمیداند مقصدش کجاست ، هر بادی برایش باد مخالف است . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

یک ضرب المثل ژاپنی می گوید: یک ایرانی اگر هواپیمایش سقوط نکند،از حوادث رانندگی

جان سالم به در ببرد،آلودگی هوا زنده اش بگذارد و زلزله زیر آوار له اش نکند،

حتما از خوشحالی خواهد مرد !!!

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

خواستم اسمتو بذارم گل گفتم می پلاسی ، بذارم خورشید گفتم غروب میکنی،

بذارم ماه روزا تنها می مونی ، گذاشتم دماغ تا همیشه رو صورتم باشی !!!

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

ازیکی می پرسن دوست داری چه جوری بمیری؟

می گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهای اتوبوسش در ترس و وحشت!!!

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

به یه بچه میگن اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس میده؟

بچه میگه: بابام !!!

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

یه بنده خدایی میگه: من دو بار ازدواج کردم هر دو بار هم بد شانسی آوردم

همسر اولم ترکم کرد دومی ترکم نمی کنه !!!

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

پیش بی درد دمی صحبت از درد مکن / شاخ سبز دلت را به خطا زرد مکن

مرد اگر نیست در آن شهر ولی کوه که هست / تکیه بر کوه کن و تکیه به نامرد مکن . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

چه تلخ است دیدین آنان که شیرینی را بیشتر از تلخی دوست دارند

در حالی که از شیرینی تلخی نا آگاهند . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

اگر محبت به شما اشاره میکند ، به دنبالش بروید . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

کسانی که به انتظار زمان نشسته اند ، آن را از دست داده اند . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

بهترین اشخاص ، کسانی هستند که اگر از آنها تعریف کردید ، خجل شوند

واگر بد گفتید ، سکوت کنند . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم ، که هرگز اتفاق نیفتاد . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

بگذارید و بگذرید ، ببینید و دل مبندید

چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

زندگی دو چهره بیشتر نداره ، یا به بازیت میگیره و یا به بازیش میگیری

انتخاب با توست . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

مشکلات فرصتهایی است که به ما داده شده اند ، تا بتوانیم جوهر وجود خود را آشکار کنیم . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

آنان که برای با هم بودن نیاز به دلیل مادی دارند ، مدتها پیش عشق را در خود کشته اند

عشق جهان را میسازد ، نه جهان عشق را . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

امروز تو حتما به دیروز تبدیل میشود اما ممکن است فردای تو به امروز تبدیل نشود . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

جاده جوانی لغزنده است ، زنجیر ایمان را ببندید . . .

-.-.-.- پیامک سر کاری -.-.-.-

در جریان باش ، چون زندگی در جریان است . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 10:26  توسط fateme  | 

نا مهربانی

مردم از نامهربانی مهربانی ها کجاست ؟

همصدایی ها چه شد همداستانی ها کجاست ؟

                                   پیری از ره امد و دل را سر گلگشت نیست

                                   ای بهار و باغ و صحرا ان جوانی ها کجاست

جز ملامت بر زبان اشنا و دوست نیست

آن محبت ها چه شد وان هم زبانی ها کجاست ؟

 

عاقبت از در در امد مرگ شوق و مرگ عشق

زنده بودن را چه سود ؟ ان زندگانی ها کجاست ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 10:19  توسط fateme  | 

صدایت می کنم ........

در پستی بلندی های زندگی  آنگاه که در کوچه های نا هموار خیال قدم می زندم

هنگامی بیش از هر چیزی به تو نیاز داشتم

صدایت کردم جوابی ندادی

باشد صبر و تحمل ما زیاد است اما......

گریه های بی پایانم  ام مرا ازار می دهند

امسال هم باید عید را بدون تو بگذرانم

پس بیا ......

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 10:8  توسط fateme  | 

خبری در راه است خبری مهم و اساسی !

امشب هم مثل دوباره آسمان رخت سیاهش را بر تن نموده وپولک های ستاره ای اش چشمک زنان خوشحالی می کنند !

من هم این جا هستم همین جا ....در زیر این آسمان سیاه با ابرهای غرنده و خشمگین .

دفتر ارزوهایم را ورق می زنم دفنر خیال را نگاهی می اندازم .پوزخندی به خنده هایم می زنم انگار راهی سفری شده ام چه سبک بالم امروز !

گویی عاشق شده ام !

گریه کنان در تکاپوی یافتن معشوق دل شعری را زمزمه می کنم اما شعر من بوی محبت ندارد بوی عشق نمی دهد بوی وداع می دهد

وداع با بهترین دوست تنهاییم

آه چه سخت است ۰

نامه های دلتنگی را در اتش وداع می سوزانم من چه بی رحمم امروز ؟

از زندگی تکراری ام بیزارم  من می خواهم سفر کنم  می خواهم طرحی جدید در دفتر طراحی زندگیم طراحی کنم  طرحی که بوی مرگ می دهد و

شاید..... انتهای اندوه های بی پایانم .

من شکست خورده ام آری شکست دلتنگی ها را

حال با قلب شکسته ام روانه جاده محبت شده ام راه مسدود شده اما در تابلویی قرمز رنگ با خط درشت و سیاهی نوشته شده :مرگ

خوشحال می شوم به دیدارش می روم  آری رهسپار کاروان محبت ها شده ام  سالهاست در انتظارش لحظه شماری کرده ام

انگار کوله بار بی رحمی ها دیگر بر دوشم سنگینی نمی کند گویی کوله پشتی ام طاقت شنیدن نام مرگ را ندارد .

و من

دوباره تنها می شوم

از این رفیق های نیمه راه نفرت دارم چه خسته کننده است همدمت نیمه راه و نادان باشد شاید نمی داند مرگ یعنی جدایی از غصه ها و ترمیم قلب های سوخته و

شاید او می داندو من زیادی در خیالات بی انتهایم فرو رفته ام

خود را می بینم جسد سردی شبیه خود را !

اری مرده ام  نفس نمی کشم یعنی رها شده ام

من نمی ترسم ار خوشبختی نمی ترسم

از مهربانی هراسی ندارم

پس با جنازه ام تنها و بی کس در زیر خرواری از ارزو ها پنهان می شویم۰

ما خود را از بی کسی ها رها کرده ایم

پنهانیم تا شاید دست بی رحمی ها به ما نرسد تا برای یک لحظه ارامش را در وجود خویش احساس نماییم ۰

تا خدا را در دل های بی نوایمان حس کنیم و قلب هایمانت را زنده نماییم

به امید انکه خدا انها را ترمیم کند ۰

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 15:2  توسط fateme  |